راضيه بيگم سبحاني - بهارستان


   1   2      >
   [آرشيو شده ها]
نويسنده : راضيه بيگم سبحاني
+ مامور تو از برگ سمن تا بسمندر...

اي غره ماه از اثر صنع تو غرا                       وي طره شب از دم لطف تو مطرا
نوک قلم صنع تودر مبدا فطرت                     انگيخته برصفحه‌ي کن صورت اشيا
سجاده نشينان نه ايوان فلک را                   حکم تو فروزنده قناديل زوايا
هم رازق بي ريبي و هم خالق بي عيب       هم ظاهر پنهاني و هم باطن پيدا
مامور تو از برگ سمن تا بسمندر                  مصنوع تو از تحت ثري تا بثريا
توحيد تو خواند بسحر مرغ سحر خوان            تسبيح تو گويد بچمن بلبل گويا
برقله‌ي کهسار زني بيرق خورشيد                برپرده‌ي زنگار کشي پيکر جوزا
از عکس رخ لاله عذران سپهري                    چون منظر مينو کني اين چنبر مينا
بيد طبري را کند از امر تو بلبل                       وصف الف قامت ممدوده‌ي حمرا
از رايحه‌ي لطف تو سايد گل سوري                در صحن چمن لخلخه‌ي عنبر سارا
تا از دم جان پرور او زنده شود خاک                  در کالبد باد دمي روح مسيحا
خواجو نسزد مدح و ثنا هيچ ملک را                 آلا ملک العرش تبارک و تعالي
 
منبع : ديوان اشعار خواجوي كرماني



نوشته شده در پنجشنبه 26/2/1387 ساعت ساعت 6:49 عصر
نويسنده : راضيه بيگم سبحاني
+ كرامات نوراني

هلا ، روز و شب فاني چشم تو
دلم شد چراغاني چشم تو
به مهمان شراب عطش مي دهد
شگفت است مهماني چشم تو
بنا را بر اصل خماري نهاد
ز روز ازل باني چشم تو
پر از مثنوي هاي رندانه است
شب شعر عرفاني چشم تو
تويي قطب روحاني جان من
منم سالك فاني چشم تو
دلم نيمه شب ها قدم مي زند
در آفاق باراني چشم تو
شفا مي دهد آشكارا به دل
اشارت پنهاني چشم تو
هلا توشه راه دريا دلان
مفاهيم طوفاني چشم تو
مرا جذب آيين آيينه كرد
كرامات نوراني چشم تو
از اين پس مريد نگاه توام
به آيات قرآني چشم تو


سراينده:سيد حسن حسيني




نوشته شده در جمعه 23/1/1387 ساعت ساعت 7:31 عصر
نويسنده : راضيه بيگم سبحاني
+ هفت سين

سال كه نو مي شود ، همه دوست دارند با آن همدلي و همراهي كنند .اصلا همه از كهنه شدن بدشان مي آيد و از مرگ مي هراسند . مرگ نيز آرزويش اين است كه زنده شود ...، اخلاقها نيز با لباسها نو مي شوند.


كيفيت تزئين سفره ها ، از ذوق و سليقه ، هنر و ابتكار و فرهنگ ما خبر مي دهد.برخي سفره هفت سينشان اينگونه است :
سيب ، سركه ، سماق ، سير ، سبزه ، سنجد و سمنو.
از اين سفره طراوت ، نشاط و شادابي و خوشحالي برمي خيزد.

ولي برخي ديگر سفره هفت سينشان گونه ديگري است . از آن بوي زنده شدن طبيعت مي آيد . اما با زنده شدنهاي ديگر‍ ؛زنده شدن انديشه ها ، راه و رسم ها ،رفتارها و فرهنگ ها .
سفره هفت سين آنها ، سفره هفت سلام است :
سلام ، سلام ، سلام ، سلام ، سلام ، سلام ، سلام .
سلام قولا من رب الرحيم                                      سلام علي موسي و هارون


سلام علي نوح في العالمين                                  سلام علي آل ياسين


سلام علي ابراهيم                                             سلام هي حتي مطلع الفجر


سلام عليكم ....فادخلوها خالدين

و اهل دل نيز در هر سحرگاه بهاري ، همان بهاري كه هر نيمه شب مي آيد ، هنگام تحويل سال ،هفت سين مي گسترانند و آن را به :
سجاده ، سلام ، سلامتي ، سعي ، سداد ، سرور و سربلندي مي آرايند.


بعضي هفت سين ديگري دارند كه از آن بوي استكبار جهاني به مشام مي رسد ، اين هفت سين عبارت است از :
سرمايه ، سراب ، ستيز ، سرقت ، ستم ، سلطه ، سانسور.
و اگر در كنار اين سفره ، سفره اي گسترده شود نتيجه آن
سر سپردگي ، سستي ، سكون ، سرگرداني ، سبكسري ،سيگار و سقوط است .


اما فلسطينيان در مقابل سفره استكبار سفره اي گسترده اند و آن را با
سرزمين ، سينه چاك ، سلاح ، سنگ ، سوختن ،سرود و سفيدي تزئينش نموده اند.


و بالاتر از همه اينها ، حسينيان نيز هفت سيني بس زيبا ، تدارك مي بينند كه در تاريخ بي نظير مي شود ! سفره اي متشكل از :
سجده ، سلوك ، ستم سيزي ، سرخي خون ، سرهائي بر نيزه  ، سبزي وصال و سعادت .



و براستي ما ميهمان كدام سفره ايم ؟


 


 


منبع...




نوشته شده در شنبه 3/1/1387 ساعت ساعت 4:6 عصر
نويسنده : راضيه بيگم سبحاني
+ طفيليگري حرام است، نه كلاه لگني!

 

امثال من گاهي با سؤالاتي مواجه مي‌شويم كه با لحن تحقير و مسخره‌آميزي مي‌پرسند: آقا سواره (ايستاده) غذاخوري شرعاً چه صورتي دارد؟ با قاشق و چنگال خوردن چطور؟ آيا كلاه لگني به سر گذاشتن حرام است؟! آيا استعمال لغت بيگانه حرام است؟

 

در جواب اينها مي‌گوييم؛ اسلام دستور خاصي در اين موارد نياورده است. اسلام نه گفته با دست غذا بخور و نه گفته با قاشق بخور. گفته به هر حال نظافت را رعايت كن، از اين نظر كفش و كلاه و لباس نيز اسلام مد مخصوصي نياورده است. از نظر اسلام زبان انگليسي و ژاپني و فارسي يكي است.

اما…

اما اسلام يك چيز ديگر گفته است. گفته شخصيت باختن حرام است. مرعوب ديگران شدن حرام است. تقليد كوركورانه كردن حرام است. هضم شدن و محو شدن در ديگران حرام است. طفيليگري حرام است. افسون شدن در مقابل بيگانه، مانند خرگوشي كه در مقابل مار افسون مي‌شود حرام است. الاغ مرده بيگانه را قاطر پنداشتن حرام است. انحراف و بدبختيهاي آنها را به نام «پديده قرن»‌ جذب كردن حرام است. اعتقاد به اين كه ايراني بايد جسماً و روحاً و ظاهراً و باطناً فرنگي بشود حرام است؛ چهار صباح به پاريس رفتن و مخرج «را» را به مخرج «غين» تبديل كردن و به جاي «رفتم»، «غفتم» گفتن حرام است!


 


انتخابي از بيانات استاد شهيد مرتضي مطهري




نوشته شده در جمعه 9/9/1386 ساعت ساعت 10:41 صبح
نويسنده : راضيه بيگم سبحاني
+ زير خاك گم شوند، قله‌هاي استوار؟


سنگ ناله مي‌كند: رود، رود بي‌قرار
كوه گريه مي‌كند: آبشار، آبشار!


آه سرد مي‌كشد باد، باد داغدار
خاك مي‌زند به سر، آسمان سوگوار


سرو از كمر خميد، لاله واژگون دميد
برگ و بار باغ ريخت، سبز سبز در بهار


ذره ذره آب شد، التهاب آفتاب
غرق پيچ‌وتاب شد، جست‌وجوي جويبار


در لبش ترانه‌ آب، از گدازه‌هاي درد
در دلش غمي مذاب، صخره صخره كوهوار


از سلاله‌ي سحاب، از تبار آفتاب
آتش زبان او، ذوالفقار آب‌دار


باورم نمي‌شود! كي كسي شنيده ‌است
زير خاك گم شوند، قله‌هاي استوار؟


بي‌تو گر دمي زنم، هر دمي هزار غم
روي شانه‌ي دلم، هر غمي هزاربار


هر چه شعر گل كنم،‌ گوشه‌ي جمال تو!
هر چه نثر بشكفم، پيش پاي تو نثار!


شعر فوق غزلي بود كه در  مراسم گراميداشت سيدحسن حسيني - شاعر فقيد معاصر - در تهران ، قيصر امين‌پور در رثاي يار ديرينش خواند.


ياد و خاطره شاعر محبوب كشورمان قيصر امين پور را گرامي مي داريم.




نوشته شده در سه‏شنبه 8/8/1386 ساعت ساعت 7:31 عصر
   1   2      >
   [آرشيو شده ها]
ليست كل يادداشت هاي اين وبلاگ

[26/2/1387- 6:49 ع] مامور تو از برگ سمن تا بسمندر...
[23/1/1387- 7:31 ع] كرامات نوراني
[3/1/1387- 4:6 ع] هفت سين
[9/9/1386- 10:41 ص] طفيليگري حرام است، نه كلاه لگني!
[8/8/1386- 7:31 ع] زير خاك گم شوند، قله‌هاي استوار؟
[20/7/1386- 8:0 ع] حق نام ديگر من بود!
[16/6/1386- 11:45 ص] دستور زبان عشق
[2/6/1386- 12:44 ع] آقا سلام!
[19/2/1386- 10:39 ع] يك
[آرشيو شده ها]